محل تبلیغات شما



مرد ها و زن ها بايد داراي فرصت ها و حقوق مساوي باشند. ولي در خيلي از جامعه ها ن حتي اندازه نصف حقوق مرد برخوردار نمي باشند. نظر به قانون أساسي خيلي از كشور هاي جهان، مرد و زن مساوي بود ولي در عمل چنين نمي باشد. حقوق مساوي به اين معني است كه به طور مثال بايد هم مرد و هم زن داراي تصميم شخصي راجع بدن و تمايل جنسي داشته باشد كه متاسفانه ن داراي همچون حقوق نيست. خيلي كشور هاي جهان مشهور به داشتن بهترين جامعه دموكراسي مي باشد ولي تا هنوز در هيچ كشور جهان مرد و زن در عمل مساوي به شمار نرفته اند. چرا تقريبا تمام ثروت مندان و ميليادر جهان مرد هستن و زن خيلي كم؟ اين عوامل مربوط چه چيزي مي شود؟ در تقريبا تمام جامعه هاي مختلف، زن مصروف كار هاي خانه و نگهداري أطفال مي شود و داراي وقت كافي براي كار كردن كافي پيدا نمي كنند. ازينرو ن اغلباً حقوق بازنشستگي كم تري بر خورد دار هستند. به طور مثال، سويدن يك از بهترين جامعه مساوي و دموكراسي به شمار مي رود ولي هنوزم زن ها قسمي كه مرد ها حق دارند را ندارند. به طور مثال ن و مردان يك شغل مشابع را انجام مي دهند ولي ن معاش كم تري مي گيرند. ن خيلي وقت ها نظر به چهره ظاهري و طرز لباس پوشيدن مورد قضاوت ديگران قرار مي گيرند. تقريبا تمام سوٌ استفاده هاي جنسي از طرف مردان بلاي ن قرار مي گيرند. چرا ؟ چرا بعضي مردان از كار كردن كمك كردن در أمور خانه آر مي كشند؟ (هر كسي با داشتن جسم مردانه، مرد نمي شوند ولي هر كسي با داشتن جنس دخترانه، دختر.) يك مثال خوب كه خودم شاهد هستم اين است كه بعضي از دختران در افغانسان مجبور به پوشيدن لباس مردانه مي شوند تا مورد آزار ساير مردان قرار نگيرند. آيا داشتن همين غيرت كار كردن كافي نيست؟ آيا كار كردن جرم است؟

ديدگاه زن از نظر اسلام!

سؤالي كه بنده هميشه در ذهنم دارم اين است كه چرا در كشور هاي إسلامي زن نمي تواند در رتبه هاي بزرگ سياسي و دولت كار كنند؟ به طور مثال چرا يك زن نمي تواند ريس جمهور و يا حتي يك قاضي شود؟ ويا هم چرا زن نمي تواند أمام جماعت باشد؟ مگر زن از ديدگاه اسلام چه چيزي نسبت به مرد كم دارد؟ چرا در مسّله ارث، زن ها نصف مرد ارث مي برند؟ مگر زن نصف مرد ها ارزش دارند؟ و چرا از ديدگاه اسلام، يك مرد حق دارند همزمان به چندين زن ازدواج كند ولي زن ها نه؟ در جامعه إسلامي زن حق ندارد بودن اجازه شوهرش بيرون برود؟ و اگر بدون اجازه بيرون برود، مرد حتي حق لت و كوپ كردن را هم دارد. در اسلام جنسيت مقدم تر بر انسانيت است. در اسلام حق مرد و زن ذكر شده ولي حقوق إنسان و حقوق بشر ندارند؟


 

نظريه تكامل ؛ گفته مي شود كه همه موجودات زنده از اول به شكل امروزي نبوده، بلكه منشأ موجودات تك سلولي در اب آقيانوس از ميان لجن هاي اعماق درياها با يك جهش پيدا شده اند. يعني موجودات بدون جان در بعضي شرايط خاص قرار گرفتند و از ان ها اولين سلول و حجره هاي زنده بوجود امدند.

چار داروین رابرت در ماه فوریه سال ۱۸۰۹ میلادی در یک خانواده سروتمند چشم به جهان گشود.

داروين از جمله زمين زمين شناسان معروف قرن ١٨ ميلادي به شمار ميرود. وي در بين سال هاي 31-36 ميلادي در نقاط مختلف دنيا سفر نموده و همچنان وي چندين آثار از خود به جا گذشته است كه هر روز مورد مطالعه خيلي از افراد قرار مي گيرد. در جريان سفر دارين به كشور هاي مختلف و تحقيق كردن شروع به فكر كردن راجع گونه هاي مختلف نمود. از جمله چگونه محيط زيست بالاي حيوانات و نبات به جا مي گذارد.

نظريه وي در مورد نظريه تكامل و پيدايش گونه ها مورد تاييد كليساي اروپا تا نصف قرن ١٨ ميلادي قرار نگرفت ولي بعد از قرن ١٨ مورد قبول خيلي ها قرار گرفت. پدر چار دوست داشت پسرش بخش دوا و دوا سازي ره فرا گيرد ولي چار علاقه مندي خاصي نداشت. وي شروع به اموختن زمين شناسي و آثار فوسيل نمود. در سال ١٨٣١ فرصت سفر كردن به كشور هاي مختلف ره گرفت و شروع به سفر نمود. بعد از ٥ سال كه وي دوباره به ملك پدري إش بازگشت، وي موفق به به توصيه و رشد نظريه تكامل شده بود. با نظريه تكامل و تحقيقات وي توانست به دنيا ثابت كند كه پيدايش إنسان ها از كجا آغاز شده است. آثار وي از جمله "منشأ گونه ها" كه در سال ١٨٥٩ ميلادي به چاپ رسيد، وي در اين كتاب نظريه خود را كه راجع گونه ها به شمول گونه هاي مختلف نباتات و حيوانات بحث و تحقيق نموده بود. گونه هاي مختلفي كه امروز ما در طبيعت مي بينيم، ميليون ها سال پيش اينگونه نبوده اند در اثر تقييرات اقليمي رنگ و خاصيت جديدي به خود گرفته اند. يعني خدا گونه ها را كشف ننموده اند.؟ داروين بيشتر روي نباتات و طبقه بندي آنان تحقيق نموده بود. وي يك شخص خجالتي بود و در اولين كتاب اش راجع پيدايش إنسان ها نظري نداده بود. ولي به جاي وي شاگردانش نظر به نظريه داروين گفتند كه امكان دارد إنسان ها از نسل شادي باشند كه در ذي ميليون ها سال تغيير نموده اند. چار داروين در سن ٧٣ سالگي در اثر حمله قبلي از رفت. مقبره وي در westminster Abbey قرار دارند كه در پهلوي آن مقبره هاي نيوتن و جيمز ويت نيز قرار دارد.


 

 با حجاب دختر بچه را از سن ٩ سالگى به یک موضوع ى تبدیل مى کنند، او را به جشن تکلیف مى فرستند و آماده پذیرش هرنوع سواستفاده جنسى می کنند! با حجاب او را از معاشرت آزادانه با هم بازی ها و همکلاسى ها محروم مى کنند، زندگى اش را از مدرسه تا خانه، نه و مردانه مى کنند! با حجاب دختر بچه را از ورزش و جست و خیز محدود مى کنند! با حجاب احترام به خود را از او میگیرند با حجاب بلند پروازی و جاه طلبى را در دختران مى کشند با حجاب احساسات جنسى دختران را خفه مى کنند با حجاب پسر را در ذهن دختر موجودی ذاتا” خطرناک، م، بى رحم و بى عاطفه، مى سازند! با حجاب پسران را از معاشرت آزادانه با دختران محروم و آنها را در ذهن پسران موجوداتى خطاکار، نادان، یک وسیله جنسى برای استفاده، خدمتکار مرد، ناتوان و مستوجب سرپرستى و هدایت توسط مردان، مى سازند! با حجاب موضوعات درسى فنى، ورزشهای پرجنب و جوش و لازمه حداقل پوشش، شنا، موسیقى، رقص و شادی را از زندگى دختر بچه حذف مى کنند! با حجاب امکان امتحان ذائقه و سلیقه های مختلف را از او مى گیرند. ذائقه و سلیقه اش را حلال و حرام مى کنند! با حجاب خندیدن، بلند حرف زدن، اظهار نظر کردن، اظهار وجود کردن، صحبت کردن دختر بچه را زیر یک پوشش تیره و غم انگیز، استتار مى کنند! این یک دستگاه شستشوی مغزی کودکان دختر و پسر، یک وسیله به انزوا کشاندن نیمى از بچه های جامعه است! حجاب کودکان تجهیزات یک مهندسى تمام عیار است، برای ازخود بیگانه کردن دو جنس از انسان از بدو تولد برای همین باید آنرا ممنوع کرد و دور انداخت.

 

با پوشاندن حجاب بر سر دختران خردسال به آنها مى آموزند که جنس فرودست اند، باید از جنسیت شان شرم داشته باشند، باید بپذیرند که تحرک شان محدود باشد، باید از همان کودکى رسما بپذیرند که یک سوژه جنسى اند. با پوشاندن حجاب بر سر دختران، به پسران مى آموزند که جنس بالا دست” اند و دختران خردسال فرودست و سوژه های جنسى! با پوشاندن حجاب بر سر دختران خردسال، یک جدایى جنسى عمیق بین زن و مرد را از کودکى به قیمت محرومیت دختران و قدرت بخشیدن” به پسران نهادینه مى کنند. با پوشاندن حجاب بر سر دختران، برگه اجازه خشونت توسط پسران را صادر مى کنند. این شروع آپارتاید جنسى و مجوز خشونت علیه ن است. این شروع رسمیت دادن به بندگى زن از دوران کودکى است، به قیمت کشتن زندگى شاد، پر تحرک و خلاق کودکانه اش در محیط های اسلامى. این شروع مهندسى دو جنس برابر متولد شده و تبدیل آنها به دو جنس نابرابر زن و مرد است. این آغاز از خودبیگانگى انسان است. هدف، تولید دو جنس دفرمه” شده فرودست و بالا دست، کتک بخور و کتک بزن، آقا و خدمتکار، نان آور و نانخور، ضعیفه” و گردن کلفت” است. حجاب بیشتر از پوشش، حکم و فرمان یک ممنوعیت بزرگ در زندگى دختران است. این مجموعه ای است از احکام، قواعد، ابزار، تهدید و ارعاب برای به بردگى کشاندن او!


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها